خیلی وقته احساس میکنم از خودم دور افتادم . البته خیلی وقت که تقریبا یک ماه . و یکم اذیت کننده است . این باعث میشه از بزرگ شدن بترسم . از قرار گرفتن در مسیری که خیلی جاها خودت خودت را گم کنی . یک ماهی میشه که موسیقی گوش ندادم . یک ماهی میشه که کتاب دزیره را خریدم ولی بیشتر از ده صفحه نخوانده ام . یک خستگی عجیبی دارد این دهه بیست سالگی . دو هفته از شروع کلاس ها گذشت . به خاطر اینجا بودنم ، عکاسی لاهیجان را از دست دادم . هرچند فیلم درپیتی هم باشد .

پ.ن : خیلی سعی داشتن غافلگیرم کنن بچه ها که واسم تولد بگیرن و من نفهمم :)) خب نشد ولی من به رو خودم نیاووردم :)) فقط یه غافلگیری داشتم که فقط هم از یکی برمیاد :ی