گاهی وقت ها تحت تاثیر عواملی ، یک موجی از طرفداری ها شکل میگیرد که گاهی به علت اعتماد به نفس بالای ارائه دهنده این موج در ترویج عقاید ، درصد خطا و اشتباه به نظر صفر میرسد . اما در بین کسانی که صرفا از روی علاقه به این اشخاص یا این موج پر طرفدار ، اعلام نظر مثبت و طرفداری میکنند ، افرادی هم وجود دارند که بعد از گذر از این مرحله تصمیم میگیرند با توجه به تحقیقات خودشان و کند کاو در مورد موضوعاتی که به آن ها برخورد میکنند،نتیجه گیری کنند و اگر هم جانبدار میشوند درست و حسابی باشند . اینکه در تاریخ هنر از زنان هنرمند اسمی وجود ندارد هیچ ربطی به اینکه ممکن است مردان به آن ها اجازه فعالیت هنری را نداده باشند وجود ندارد ، وجود هزاران دلیل و فرض اثبات کننده این ادعا هم هست . جدای از این موضوع کلمه فمنیست اساسا وقتی تشکیل و با معنی شد که جنس زن حس تمایز کرد ، قطعا باز هم برای این موضوع هزاران دلیل و فرضیه وجود دارد اما چیزی که واضح است این است که اگر به جنس مرد هم در زمانی ظلم و یا تبعیضی صورت میگرفت این اسم میتوانست شامل آنان شود . از سال های ۱۹۷۰ تا به امروز این بحث ایسم های متفاوتی را دربرگرفته که مدعی بر اینکه در هر زمان مطابق با اندیشه های آن باید پیش رفت وارد مسائلی اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در دوره های مختلف شده است . اما چیزی که واضح است، این است که زن هرچه قدر هم در ادوار تاریخی ابژه قرار گرفته باشد و بدن او الهام بخش آثار هنری باشد دلیلی ندارد که در مقابل هنرمندان فمنیستی با بد جلوه کردن و استفاده از مسائل زنانگی در آثار هنری اندام زن را بتوانند از چشم مردان بیندازند. بلکه فقط به صورتی دیگر مانند همان هنرمندانی که آثاری از اندام زنان را عرضه میکردند ، جنس زن را سرکوب و با این ایده که بتوانند با این کار آنرا از نگاه خیره مردان دور کنند ، ضعیف جلوه داده اند که یک زن اگر بخواهد مستقل باشد و یا نگاه هرزه و خیره ای بر او نباشد باید زیبا به نظر نرسد . اما چیزی که باید به آن فکر کرد بعد از شناخت نهضت های نصفه و نیمه فمنیستی و البته نگاه ها و سلطه گری های مردان در طول تاریخ ، این است که زن و مرد باهم آفریده شده اند . و در آفرینش آن ها ثانیه ای عقب جلو وجود ندارد . زن و مرد باهم تکمیل و معنی پیدا میکنند . هرچند زنان قدرتمند و موفق زیاد است اما دلیل بر این نیست که مردانی وجود نداشتند که راه را برای آن ها سد کنند . یک زن همانند یک مرد موفق خواهد بود بدون وجود هیچ ظلمی که بخواهد وجود داشته باشد . زن مادر است و مرد پدر ، قطعا هیچ کودکی نمیپسندد که یکی از این هارا داشته باشد . یک دختر اگر در خانه از طرف پدرش مورد توجه قرار نگیرد این محبت از جنس مخالف را در محیط خارج از خانه جستجو میکند . زنانگی با بیان اینکه به حقوق او ارزش قائل نمیشوند هیچوقت نقض نمیشود و یک زن در کمال قدرت و تحت ظلم قرار گرفتن ها هم حتی میتواند از دیدن یک شاخه گل هیجان زده شود . و احساسات او مدیون وجود مردانی در زندگی اوست که برای زنانگی اش ارزش قائل هستند . پس اینکه همه باید یک فمنیست باشیم بر این ادعا میتواند درست باشد که در قبال زنانگی های داخل خانه برای پدر و  همسر ، با قدرت در جامعه حضور پیدا کنیم و با اطمینان خاطر از اینکه وجود زن برای مرد و وجود مرد برای زن امری ضروریست برای زندگی تلاش کنیم .

پ.ن : نظر شخصی خودم بعد از خوندن مقاله هایی در مورد زیباشناسی و حضور فمنیست ها در هنر ، بود . که در بیو گفته بودم مطلبی در موردش خواهم گذاشت . مطالعه کمک میکنه بدون دلیل طرفدار وجود هایی نشیم که اساسا شاید ریشه ای ندارند و فقط یک اسم رو حمل میکنند . فمنیست بودن یا نبودن هیچ دلیلی برای قوی یا ضعیف بودن نداره. و تنها نشون میده که در طول تاریخ به جنس زن نا برابری هایی شده ، که بهتره به جای جبهه گرفتن در سنگر های زنانه و مقابله با مردان ، تلاش برای برقراری برابری هم از طرف مردان و هم زنان صورت بگیره .