سلام عیدتون مبارک :) ممنونم از تبریکاتون که نشون میده چقدر مهربون و با محبتید :) ولی من نت درست حسابی نداشتم که بتونم بلاگ بیام برای همین تبریک دیر شد :دی از ته دل برای همتون ارزوهای خوب میکنم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید .

عید امسال یه عید معمولی نبود واقعا هیجان انگیز ترین و غیرمنتظره ترین اتفاقا و خبرایی که میشد اتفاق افتاد و شنیدم که خداروشکر همشون هم خیر بود . چند روز قبل از سال تحویل خبر بازنشستگی بابا بعد از 35 سال حال و هوای کسل زندگیمون را خیلی عوض کرد خبری که پشتش بازم اتفاق های خوب افتاد . بعد از سال ها لحظه سال تحویل کنار یه خانواده واقعی و نه دیگه از راه دور ، لحظه تحویل سال خیلی غر زدم که نمیخوام برم سر خاک و میمونم خونه ولی وقتی رفتیم اونجا پیش بابابزرگم وقتی همه دورش بودیم کنارش حس آرامش کردم همونجا تصمیم گرفتم دیگه در برابر اتفاقا و پیشامدها و حتی تغییرا انقدر شدید مقاومت نکنم . درست لحظه ای که سال عوض شد بارون شدیدی گرفت سبزه رو پیش اقاجون گذاشتیم و با کلی حس و انرژی خوب برگشتیم خونه . همه چی حس نو شدن میداد همه خوب بودیم آرزو کردم کاش همیشه همینجور میموند کاش انقدر فاصله وجود نداشت . چند روز بعدش رفتیم مشهد ، به عمرم انقدر مشهد رو قشنگ ندیده بودم انقدر حس آرامش گرفتم که دلم میخواست تا آخر عمر همونجا بمونم . یه حس امنیت که انگار امام رضا مراقب همه کسایی که اونجان هست . دروغ چرا حسرتی خوردم که این شهر چه بزرگتری داره چه احترامی چه روشنی موج میزنه . وقتی پیشش بودم هیچی نتونستم بخوام هیچی . فقط تونستم تسلیمش شم و نگاهش کنم . معجزه ای بود این مشهد امسال . تسلیمش شدم و حالا وقتش بود که به راهی که پیش گرفتم فکر کنم و من امروز مهم ترین تصمیم زندگیم را گرفتم و برای هرچی که پیش بیاد هیچ مقاومتی نمیکنم . و این بهترین حسی هست که تا به الان داشتم .

------------

( جایی خوندم ) :
بعضی اوقات احساس تنهاییه زیادی میکنم ...حس میکنم اگر کسی بود که واقعاً دوستم داشت ؛ مرهم دردام بود زندگی برام قشنگ تر میشد اما شرایط زندگیم ؛ محدودیت هام ؛ مشکلاتم ، همه و همه باعث میشه حتی به این قضیه فکر هم نکنم!چه برسه به عمل کردن ....و از طرفی هم وقتی ادمای دورمو میبینم ... از همه چیز و همه کس ناامید میشم گاهی کارم فقط میشه گِله گاهیم ..... نه! الان ؟ الان درحالت خنثی به سر میبرم به طرز شگفت آور و فجیعی به کار و حکمت خدا اعتقاد داشتم و این روزا بیشتر بهش پی بردم ...همه چیو سپردم به خودش...!قطعا مشکلات منم حل میشه مشکلات تو هم حل میشه و یه روزی یه جایی که اصلا فکرشو نمیکنیم میرسیم به اون "همیشگی" مون مطمئنم و به شما هم این اطمینانو میدم اگه کارت گیره اگه ناراحتی
بدون خدا یه بهترشو ، یه "آدم" ترشو واست کنار گذاشته  تو سرنوشتت نوشته مهر زده امضاء کرده و داره راهنماییت میکنه به سمتش بهش اعتماد کن تلاش کن بقیشو بسپار دست خودش میرسونتت به مقصد.
------------
ادمها باید یک چیز را درباره خودشان بدانند!
من کجا خوشبختم؟
و لزوما، منظور از جا یک مکان جغرافیایی نیست، منظور نقطه لذت زندگیست.
کِی ها و با کی ها و چراهایش مهم است .

- صابر ابر